حسام الدینحسام الدین، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 8 روز سن داره

ترانه زندگی

سونوی سلامت جنین تو ماه 7

سلام پسر نازمامانی ، دیروز با بابا جون اومده بودیم دیدنت متوجه شدی که دوتا چشم چقدر با ذوق و شوق نگاهت می کردن؟ عزیز دلم خیلی خوشکل بودی ولی ای ناقلا دقیقا شدی فتوکپی برابر اصل بابایی ههههههههههه هر چی نگاهت می کردم سیر نمی شدم دکتر همش توضیح می داد و من و بابایی ذوق می کردیم و من دیگه داشت گریم می گرفت فدای همه اون اعضای کوچولو موچولوی تو بشم که همشون سالم بودن ، تو خونه همش منو بابایی واسه هم تعریف می کردیم که چقدر ناز بودی دوست داشتم دوباره برگردم و به آقای دکتر بگم که بازم ببینمت ولی بابایی گفت بهتره دگه بزاریم استراحت کنی هههههههههههه الهی فدای تو بشم پسر نازم
10 آبان 1391

ماهی کوچولوی قرمز من تو دلم شنا میکنی

عزیزم دلم حتما از مامانی گله داری که چرا دیر به دیر برات مینویسم ، قربونت برم خوب من شاغلم و با کلی کار خونه و بی حالی خیلی نمی تونم پای نت بشینم فدات بشم ولی خوب امروز اومدم بنویسم که چطور تو دل شنا می کنی ههههههههه اره شنا می کنی از این  طرف به اون طرف و از اون طرف به این طرف درست این شکلی ، شبا تا هر وقتی که من بیدارم بیداری و تو رختخواب همش لگد می زنی وای که من چقدر ذوق می کنم وبا بابایی کلی کیف می کنیم واسه تکونای تو ، همه امید زنگیمون شدی همش با بابایی در مورد تو حرف می زنیم کلی برات نقشه میکشیم ، زود بیا ، زودی بیا تو بغلم توپول و سرحال.                ...
16 شهريور 1391

نی نی من آقا پسره هههههههههههههههههه

سلام نی نی ناز من عسل مامان ما قرار بودی هفتم شهریور بیایم و روی ماهتو ببینیم ولی من دیگه طاقت نیاوردم خیلی دلم میخواست ببینمت و بفهمم که دخملی یا پسمل تا شروع کنم برات خرید کنم و اتاقتو آماده کنم برات ، واسه همون دیروز از دکتر وقت گرفتمو رفتم سونو یعنی با بابایی رفیتم سونو یه کم تو سالن منتظر موندیم تا نوبتمون شد رفتیم تو و دراز کشیدم تو دلم گفتم خدایا هرچی می خواد باشه فقط سالم باشه ، دکتر شروع کردن به گشتن و از من خواست به پهلو بخوابم یه لحظه نگران شدم ولی وقتی صدای قلبت اومد حالم خوب شد داشتی ورجه وورجه می کردی و دکی نمی تونست ببینه چی هستی هههههههههه آی قربونت برم من ، بعد یه دفعه بابایی انگاری حوصلش سررفت و پرسید آقای دکتر بچه چیه ؟...
1 شهريور 1391

خوشکل من خبرای خوب

عزیز مامان می دونم که تو قبل من خبر داری که به دوستات اضافه شده، آره عزیزم خاله یاسی و خاله مینا دارن برات دوستای خوشکل میارن ، الهی قربون همتون برم من ، خدایا خیلی مهربونی که عیدی مارو دادی می دونم که خیلی واسه خاله ها دعا می کنی آخه تو نی نی مهلبون منی فدات بشم                                                   ...
1 شهريور 1391

منو ببخش که دیر برات می نویسم

سلام عزیز دلم حتما از دست مامانی خیلی دلخوری که وبلاگتو آپ نکردم ولی خوب من چی کار کنم وروجک من خودت خوب خبر داری که با ویار شدیدم دیگه هیچ انرژی برام نمی مونه که صرف کاراهای متفرقه کنم ، الان تازه چندروزه که حالم بهتر شده و می بینی که به سرعت اومدم که برات بنویسم ، نی نی نازم خیلی دوستت دارم و هر لحظه منتظرم که بیای تو بغلم بوسسسسسسسسسسسسسسس                                                   &n...
1 شهريور 1391