حسام الدینحسام الدین، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره

ترانه زندگی

من مادر شدم

1391/3/8 16:20
نویسنده : مامان
324 بازدید
اشتراک گذاری

روز شنبه صبح رفتم آزمایشگاه وبا توجه به حرفهای بابایی که همش می گفت الکی به خودت امید نده خیلی ناامیدانه آز دادم و خانمه گفت که عصر بیا جوابو بگیر ، وای تا عصر ؟ من چطوری صبر کنم اومدم دفتر و با هزار زحمت خودمو مشغول کردم ساعت شد 5  پاشدیم بریم آزمایشگاه که پسر دایی بابایی اومد و مگه پاشد بره خلاصه ساعت 6/5رسیدم آزمایشگاه وقتی جواب آز رو دیدم همینطوری گریم گرفت تو ماشین هم تا خونه با بابایی فقط گریه کردیم  همش به یاد خاله هایی بودم که همشون منتظر نی نی هستن ، بعد به همشون اس زدم و گفتم که تو اومدی ، بابایی هم به آقاجون خبر داد نمی دونی چه حالی شده بود پشت خط همش گریه میکرد.

آره نفس من و تو بالاخره اومدی و من از خدا میخوام که تا آخر باهام بمونی عزیزم

                        

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بهار(مامانی شهراد)
1 خرداد 91 11:27
مبارکهانشاالله یه نینی سالم و ناز باشه و همیشه پسایتون روی سرش